لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

زاگبلاگ های بروجــرد

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

روایتی دیگر از بمباران مدارس بروجــرد

کاوه گودرزی: در دیماه سال 1365 هستیم حدود 15 روز است كه به علت جراحات ناشی از جنگ در بیمارستان بستری هستم .

رژیم بعث عراق همچنان شهر مارا مورد اصابت بمب و راكت های اهدائی دنیای استکبارقرار می‌دهد . دشمن در خیال خام خود با به را ه انداختن جنگ شهر‌ها در صدد ضربه زدن به مملكت اسلامیمان است .



دیماه سال 1365 سالن آیت اله طالقانی شهر بروجرد



شبها كه پرستاران و امدادگران در حال رسیدگی به وضع بیماران و مجروحین بستری در بیمارستان شهید چمران بروجرد تنها بیمارستان دارای امكانات جراحی شهر در آن ایام هستند برق بیمارستان قطع می‌شود و همزمان با قطع برق صدای آژیر خطر به صدا در می‌آید .

مردم از ترس حمله هوائی ، دلهره دارند . هر لحظه ممكن است با اصابت بمب یا راكت و موشكی ، به شهر ، خیابان یا محله‌ای ویران شود . تا این زمان بارها و بارها شهر مورد هجوم هواپیماهای عراقی و راكتها و موشكهای اهدائی آمریكا و كشور های غربی حامبی صدام قرار گرفته است .

دشمن با گمان تضعیف روحیه مردم و رزمندگان مستقر در خطوط مقدم جبهه اقدام به چنین عمل وحشیانه‌ای می‌كند .

طرف ما در جنگ رسم مردانه جنگیدن را فراموش كرده است . یا بهتر بگویم از اول جنگ صفت مردانه جنگیدن را نداشته است .

مردانه جنگیدن یعنی رودر رو جنگیدن . حمله به شهرها ، خانه‌ها ، مردم و زنان و بچه‌ها آن هم در دل شب با مردانگی كه همخوانی ندارد هیچ ، با انسانیت نیز كیلومتر‌ها فاصله دارد .

فردای آن‌روز با پائی قطع شده ، گردنی تیر خورده و دستی تركش خورده و سوخته روی تخت بیمارستان بستری بودم . بعد از تزریق آمپول سفالكسین توسط پرستار مهربان بیمارستان شهر در حال استراحت بودم كه ناگهان صدای آژیر خطر بیمارستان را به جنب و جوش در‌اورد . همه مردم توان پناه گرفتن در پناهگاه را دارند . بجز بیماران بستری در بیمارستان و منازل .

در همین لحظه آنی و بدون درنگ صدای انفجاری مهیب وغرشی عجیب شهر را به لرزه در‌آورد .




شیشه‌های قوی بیمارستان كه با چسب لو‌كوپلاست به شكل ضربدر مهار شده بودند به لرزش در‌آمدند . هر لحظه امكان شكستن شیشه‌ها می‌رفت .

تر‌كش‌ها و بمبها یك‌طرف ، زخم شیشه‌های خرد شده یك طرف . بگذریم بعد از گذشت چند لحظه صدای آژیر آمبولانس‌ها و ماشینهای آتش‌نشانی در شهر پیچید . از این صداها متوجه اصابت بمب به شهر شدم . هنوز چند لحظه نگذشته بود كه بیمارستان مملو از مجروحین و جانبازان بمباران شهر شد .

در همین حال پرستاری مهربان با چند نفر امدادگر مردی به همراه كودكی تركش خورده در جستجوی تختی خالی جهت بستری كودك بودند .

به ناچار كودك را در كنار من بستری كردند . با همان وضعیت بد مجروحیت از  خودم خجالت كشیدم . با اشاره به امدادگر از او خواستم برای من صندلی چرخداری تهیه كند تا روی چرخ بنشینم . امدادگر صندلی را تهیه كرد . وقتی كه قصد پائین آمدن از تخت را داشتم سرم درد می‌كرد و به‌خاطر خونریزی زیاد قبل از مجروحیت توان ایستادن و نشستن را نداشتم .

با هر زحمتی كه بود روی صندلی چرخ‌دار نشستم . با مشقت و صرف انرژی زیاد صندلی چرخدار را به حركت درآوردم.

راهروی بیمارستان مملو از مجروحیت بمباران بود .

روی چندین برانكارد ملحفه‌ای سفید كشیده شده بودند كه معلوم می‌شد به شهادت رسیده اند . بعد از پرس و جو متوجه شدم دبستان كودكان استثنایی شهر مورد اصابت بمب یا موشك قرار گرفته است . از این واقعه بسیار متاثر شدم .

در بیمارستان جای خال نبود حتی با صندلی چرخدار نیز جایی در بیمارستان برایم پیدا نمی‌شد . به ناچار با منزل همسایه تماس گرفتم و خواهش‌كردم با خانواده‌ام جهت انتقال از بیمارستان به منزل هماهنگی كنند .

حدود نیم‌ساعت بعد با مجوز پزشك بیمارستان را ترك و به منزل رفتم .

How do you stretch your Achilles?
دوشنبه 16 مرداد 1396 10:52 ب.ظ
Fantastic beat ! I would like to apprentice while you amend your site, how could i subscribe for a blog site?
The account aided me a acceptable deal. I had been a
little bit acquainted of this your broadcast provided bright clear concept
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

مرامنامه قلندر زاگــرس

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

دکتر علی شریعتی

آخرین پست ها

جستجو

درباره زاگبلاگ های بروجــرد

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic