لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

زاگبلاگ های بروجــرد

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جوش‌آور خودمان یا سماور دیگران؟

از گذشته تاكنون، ورشو، برنج و آلیاژهایی از نیكل و نقره یا حتی سماورهایی پوشیده از آب‌طلا و مرصع و متصل به نگین‌های رنگی و سنگ‌های قیمتی در شمار انواعی از این كالای مورد استفاده و آشنا برای همگان بوده است و در تهران، خراسان، اصفهان، تبریز، زنجان، بروجرد و برخی شهرهای دیگر از این ورق‌های فلزی یا آلیاژهایش در دستان صنعتگرانی كه بر خلاف ما وقت بسیار و حوصله بیشتر و شوق و انگیزه‌ای فزون‌تر داشتند، سماور، استكان، نعلبكی، سینی و ظروف مرتبط با چای‌نوشی در طرح‌ها و قالب‌های متنوع و با جنس‌های گونه‌گون پدید می‌آمده و به قهوه‌خانه‌ها، اماكن رسمی یا دولتی و خانه‌های عموم و حتی كلكسیون خواص راه می‌یافته است. در صنعت سماورسازی سال‌های نزدیك‌تر، نهایتا دو نام «ورشوچی» و «عالی‌نسب» با تولید انبوه و تبلیغات گسترده‌تر و طرح‌های جدیدترشان سماورسازهای متفرق و خرده‌پا و كمتر موفق پیش از خود را كنار زدند و بیش از تولیدكنندگانی با نام‌های دیگر به عنوان پیشگامان این صنعت شنیده و گسترده شدند. «كارخانه‌جات سماورسازی برادران ورشوچی» در سال 1322 و «صنایع نفت‌سوز و گازسوز عالی‌نسب» در سال 1329 راه‌اندازی شد و بسیاری از مادران و پدران هنوز هم محصولاتی چون چراغ‌ها و والورهای روشنایی، گرمایی یا پخت‌وپز ساخته شده با ورق‌های ضخیم هشت‌دهم و سماورهای معروف آنها بویژه بخاری مارك «علاءالدین» را به یاد دارند و به محض اشاره به آن، خاطراتی در ذهنشان مرور می‌شود.

از ساخت اولین سماور احتمالا بیش از دو قرن گذشته است. چندان قاطعانه معلوم نیست كه اولین سماورساز یا چنان‌كه در گذشته میان مردم كشورمان معروف بوده، اولین «دواتگر» عالم چه كسی بوده و در كدام شهر و كشور می‌زیسته است.

روایت‌ها در این باره متفاوت است و منابع و مدارك اندكی كه در این زمینه به جای مانده، با راست و ناراست و تعصباتی درآمیخته است.

ساخت و كار

سماور ساختمانی ساده دارد: یك بخش مخزنی برای نگهداری آب، یك بخش انرژی‌زا (یا به نام قدیمی آن: آتشدان) برای تولید حرارت و انتقال گرما به آب.

در سال‌های اخیر این دو بخش ساده، با نوآوری‌هایی همراه شده‌اند و ظاهر یا كاربردشان را بهتر كرده‌اند: افزودن لوله‌ای در وسط، كلیدی برای روشن و خاموش یا كم و زیاد شدن خودكار حرارت، حذف سوخت‌های دودزا و پردردسری چون هیزم و زغال و استفاده از فنرهای حرارتی و المنت برقی یا شمعك و سرپوش گازی.

اولین نوابغ

برخی زادگاه اولیه سماور را خراسان بزرگ در ایران قدیم می‌پندارند: مردم این خطه وسیله‌ای داشتند برای دم‌آوردن جوشانده‌هایی از گیاهان كوهی یا خانگی كه گرچه شكل و ظاهر آن وسایل چه بسا اندكی متفاوت از سماور كنونی بوده، به هر روی جد یا نیای آن به شمار می‌رفته است و در اصل البته همان كاری را می‌كرده كه سماورهای كنونی. كلكسیونری به نام «احمد نخعی»، ایستاده در كنار سماورهای عتیقه خود می‌گوید خراسان بزرگ شروع‌كننده ساخت سماور و مهد آن بروجرد بوده است.

بعضی دیگر آذربایجان را با استناد به دست‌ساخته‌ای از كسی به نام استاد «نجف قلی» نامی، اولین مكان سماورسازی در دنیا می‌پندارند؛ وسیله ساخته این شخص شباهت بسیار به سماورهای كنونی دارد و هم‌اكنون نیز در موزه شهر لاهیج كشور آذربایجان نگهداری می‌شود. ساكنان «تولا»، شهری در روسیه كه اكنون هم یكی از تولیدكنندگان سماور در جهان است خود را پیشروان و جلوداران عرصه ساخت و عرضه این وسیله و شهرشان را نیز پایتخت سماورسازی دنیا می‌پندارند.

شهرت «تولا» میان مردم روس بر پایه همان شهرتی است كه كرمان ایران در زمینه تولید زیره دارد و «سماور به تولا بردن» و «موزه سماور» در این شهر، از جمله معروف‌ترین ضرب‌المثل‌ها و اماكن در روسیه است. دسته‌ای دیگر «تولا» را فقط پایتخت كنونی سماورسازی و محل گسترش این صنعت می‌دانند و معتقدند خاستگاه آن جایی غیر از آنجاست: پس از انقلاب اكتبر، وقتی پتر كبیر از مسكو به تولا سفر می‌كرد، عده‌ای از كارگران و صنعتگران نیز همراهش بودند.

برخی از آنها پس از سكونت در این شهر، سماوری را كه پیش از آن هم در منطقه اورال روسیه كاربرد و رواج داشت، صنعتی‌سازی كرده یا به عبارتی گسترش دادند و به عنوان تولیدكننده سر زبان‌ها افتادند. آنها همچنین، از تفنگ‌سازی روسی نام می‌برند كه كارگاهی كوچك برای ساخت سماور در این شهر راه‌اندازی كرد و به نام روسی Cam به معنای «خود» و Bap در خط و نگارش و زبان روسی، به معنای «پختن» و «جوش آوردن» اشاره می‌كنند كه مجموعا «خودجوش» معنا می‌شود.

جنگ قهوه‌ای ـ سماوری

بر اساس آنچه از برخی منابع به جای مانده در این زمینه برداشت می‌شود (همچون «تذكره‌الملوك» یا كتابی به نام «الحیل» نوشته شخصی به نام «احمدبن‌موسی شاكر خراسانی» كه ظاهرا در قرن هشتم میلادی پدید آمده)، احتمال تولد سماور هر چند با عناوینی دیگر در كشور ایران بعید دانسته نشده است.

طبق روایت این منابع، گفته می‌شود برخی ساكنان شهرهای بزرگ ایران از دیرباز به قهوه‌نوشی دلبستگی بسیار داشته‌اند و این دلبستگی نه تنها در دوره صفویه هم مشهود بوده، در دربار قاجار نیز شغل قهوه‌چی‌گری یكی از اشتغالات معروف به شمار می‌رفته است. (طنز تلخ مستند آن‌كه خود حاكمان قاجار هم با قهوه‌های معروف قجری‌شان از جمله قهوه‌چی‌های مشهور این عصر و عرصه در نوشاندن قهوه‌های مسموم خود به دیگران بوده‌اند!) گفته‌های روایت شده در این منابع حاكی است كه قهوه‌چی‌های آن زمان برای تهیه قهوه از وسیله‌ای هیزم‌سوز یا زغال‌سوز با كاربرد كنونی سماور استفاده می‌كرده‌‌اند و تنها تفاوت قابل بیان در كارشان این بوده كه چای و چایكاری و چای‌نوشی در زمان‌های بعدی جای گستردگی میل به نوشیدن قهوه را گرفته و بنابراین با همان ابزار، بعدها چای هم دم و نوشیده می‌شده است.

از همین رو دسته‌ای معتقد شده‌اند كه ابزار موصوف و مورد استفاده ایرانیان، در قرن هجدهم میلادی به روسیه وارد شده و زیر توجه مردم روس و افزودن نقش و نگارهای هنرمندانه به آن، به كالایی با عنوان سماور و با قابلیت صادرات و عرضه به كشورهای دیگر بدل شده است؛ وقتی برادران لوموف نخستین سماورهای تولید انبوه روسی را در قالب مبادلات تجاری به كشورمان باز آورده‌اند، نام نامعلوم پیشین آن هم تغییر كرده و سماور روسی جایگزین آن شده است.

گروهی هم البته هستند كه پا به دیگر سو نهاده، استنادشان را از تجار روسی به هدایای دربار فرانسه معطوف كرده‌اند و معتقدند سماور ابتدا از فرانسه به ایران آمده، هرچند كه بعدها نام روسی آن در میان مردم ما شایع شده است.

خلاصه در دنیا همچنان كه چند كشور، مدعی اولین تولیدكنندگان سماور و صادرات و عرضه آن به جهانیان به شمار می‌روند، در باب واردات و شیوع و گسترش آن به یا از ایران هم، مدعا و ادعا بسیار است و نمی‌توان معلوم كرد كدام گفته به راستی و درستی بیشتر قرین است؛ ممكن است نامگذاری روس‌ها، كوره‌راهی احتمالی باشد برای جست‌وجوی مبدأ و منشأ سماور و ممكن است ترجمه روس‌ها از وسیله ایرانیان یا كشورهایی دیگر كه به آنجا برده یا وارد شده، درست باشد و بر این اساس، اصولا نیكو و خوشتر آن است كه جنگ صنعتی و سماورگری را كنار نهیم و فقط به زبان و بیان فارسی خودمان روی آورده، به جای سماور بگوییم: جوش‌آور.

انبوه‌سازی جوش‌آورها

صرفنظر از این‌كه چنان گفته‌ها و روایاتی تا چه حد قابل اطمینان است، در آشفته‌بازار گفته‌های سماوری و جنگ‌آوری‌های مبدأ و منشأ، یك نقل دیگر هم قابل ذكر است. چنان كه از محتوای كتاب «امیركبیر و ایران» نوشته «فریدون آدمیت» گفته شده، مردم عادی به آنچه در مكالمات رسمی سماور نام داشته، «حمام برنجی» می‌گفته‌اند و ورود آن هم چنین بوده كه دربار فرانسه هدایایی را برای ناصرالدین شاه و صدر اعظمش امیركبیر می‌فرستد و آنها نیز یكی از هدایا (سماور) را به صنعتگری اصفهانی می‌سپارند تا وسیله‌ای همچون آن بسازد.

او با كسب نظر موافق صدر اعظم و در اختیار گرفتن مبلغی، سرمایه‌گذاری در راه تولید انبوه آن را پیش می‌گیرد؛ ولی در خلال پیش بردن مقدمات تولید، صدر اعظم از كار بركنار می‌شود و هم سرمایه می‌سوزد هم تولید می‌خوابد تا زمانی كه برخی دواتگران با الهام گرفتن از طرح‌های روسی وارد شده به كشور، صنعت سماورسازی را در این پهنه رونق می‌دهند.

راست یا دروغ، آنچه معتبرتر می‌نماید این است كه توجه به صنعت سماورسازی و دواتگری از دوره صدارت امیركبیر به بعد بوده است.

در این دوران مردم بسیاری به نوشیدن چای روی آورده بودند و صنعت سماورسازی در بسیاری جاها گسترده و شكوفا شده بود. سماورهای این دوره را نیز همان‌ها می‌ساختند كه لگن و لگنچه و ظروف و دولابچه هم می‌ساختند. افزون بر آن، چه ایران اولین سازنده سماور یا جوش‌آور باشد و چه واردكننده آن، اولین سماورها وسایلی فقط كاربردی بودند كه بعدها شكل و اندازه آنها و طرح و آلیاژشان نیز تغییراتی كرد تا با موارد استفاده بیشتری سازگار شود.

برخی از آنها كوچك بودند و مناسب برای دم آوردن چای در خانه‌ها، برخی بزرگ‌تر و كاربردشان در قهوه‌خانه‌های شهری و چایخانه‌های بین راهی؛ بعضی بر گاری و چرخ دستی حمل می‌شدند یا زیر آنها چرخ‌هایی داشته برای حمل در پیاده‌راه‌ها و چهارسوق‌ها؛ دسته‌ها یا پایه‌هایی تاشو داشتند و دسته‌ای دیگر هم برای زیبایی بیشتر یا فخرفروشی و چشم‌وهم‌چشمی به طرح‌ها و قالب‌های چون سر و كله اژدها و مار و گاو و چون آن مزین می‌شده‌اند. بعدها در تهران، راسته نزدیك به چهارراه مولوی در محله معروف به سید اسماعیل پر از پیشه‌وران صنف سماورسازی می‌شود كه در كنار دست‌اندركاران و فعالان پیشه‌هایی چون مسگری به كار ساخت و تولید این وسیله روی می‌آورند (هرچند كه اكنون نه شیوه سنتی سماورسازی، بلكه بیشتر تعمیر آن را در بخش‌هایی از این منطقه ادامه می‌دهند.)

از كتاب «تاریخ اجتماعی تهران» به قلم «جعفر شهیدی» دلایل اطلاق نام دواتگری به سماورسازان چنین نقل شده كه در قرن سیزدهم، دواتگران، دوات و دوات‌دان (جوهر و قلمدان) می‌ساخته‌اند. ورود جوهر و بخصوص قلم فرانسه و قلم‌هایی با نوك آهنی و بعد هم خودنویس كار آنها را كساد كرد و آنها بتدریج مجبور شدند با مواد برنجی در دسترسشان به ساخت و تولید و تعمیر جام‌ها و آفتابه‌های برنجی و بخصوص همزمان با گران شدن سماورهای برنجی روسی طی جنگ جهانی اول، تعمیر و لحیم‌كاری سماورهای خراب و همچنین ساخت سماور روی آورند و چنین شد كه دواتگری با سماورسازی همراه شد.

صنعت جوش‌آورسازی

از گذشته تاكنون، ورشو، برنج و آلیاژهایی از نیكل و نقره یا حتی سماورهایی پوشیده از آب‌طلا و مرصع و متصل به نگین‌های رنگی و سنگ‌های قیمتی در شمار انواعی از این كالای مورد استفاده و آشنا برای همگان بوده است و در تهران، خراسان، اصفهان، تبریز، زنجان، بروجرد و برخی شهرهای دیگر از این ورق‌های فلزی یا آلیاژهایش در دستان صنعتگرانی كه بر خلاف ما وقت بسیار و حوصله بیشتر و شوق و انگیزه‌ای فزون‌تر داشتند، سماور، استكان، نعلبكی، سینی و ظروف مرتبط با چای‌نوشی در طرح‌ها و قالب‌های متنوع و با جنس‌های گونه‌گون پدید می‌آمده و به قهوه‌خانه‌ها، اماكن رسمی یا دولتی و خانه‌های عموم و حتی كلكسیون خواص راه می‌یافته است. در صنعت سماورسازی سال‌های نزدیك‌تر، نهایتا دو نام «ورشوچی» و «عالی‌نسب» با تولید انبوه و تبلیغات گسترده‌تر و طرح‌های جدیدترشان سماورسازهای متفرق و خرده‌پا و كمتر موفق پیش از خود را كنار زدند و بیش از تولیدكنندگانی با نام‌های دیگر به عنوان پیشگامان این صنعت شنیده و گسترده شدند. «كارخانه‌جات سماورسازی برادران ورشوچی» در سال 1322 و «صنایع نفت‌سوز و گازسوز عالی‌نسب» در سال 1329 راه‌اندازی شد و بسیاری از مادران و پدران هنوز هم محصولاتی چون چراغ‌ها و والورهای روشنایی، گرمایی یا پخت‌وپز ساخته شده با ورق‌های ضخیم هشت‌دهم و سماورهای معروف آنها بویژه بخاری مارك «علاءالدین» را به یاد دارند و به محض اشاره به آن، خاطراتی در ذهنشان مرور می‌شود.

پای ثابت جهیزیه

گرچه اكنون جای ورشو یا برنج را ممكن است فلزاتی چون استیل با قابلیت ضدخش گرفته باشد، سماورهای هیزمی و زغالی و نفتی و مانند آن از قهوه‌خانه‌ها و آشپزخانه‌ها به موزه‌ها نقل مكان كرده باشند و این اواخر انواع برقی و گازی در خانه‌ها و ادارات بیشتر دیده شوند، چه گفته‌ها و باورهای فوق راست باشند چه دروغ، چه استنادها واقعی باشند یا جعلیات، آنچه بدیهی به نظر می‌رسد این است كه سماورها و متعلقات جانبی مرتبط با آن، از هر نوع و به هر قیمت و با هر جنسی كه باشند، در مملكت ما هنوز هم یكی از لوازم پركاربرد زندگی محسوب می‌شوند و بر همین اساس است كه سر جهاز هر دختر دمِ بختی اگر هنوز شوهری در كار نباشد، سماور و جوش‌آوری از قبل مهیا شده است!

How do you treat a sore Achilles tendon?
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:15 ب.ظ
It's very trouble-free to find out any matter on net as
compared to textbooks, as I found this post at this website.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

مرامنامه قلندر زاگــرس

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

دکتر علی شریعتی

آخرین پست ها

جستجو

درباره زاگبلاگ های بروجــرد

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic