لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

زاگبلاگ های بروجــرد

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مرا با طناب به طرف قبر بکشید تا فرار نکنم

تو را به خدا در این آخرین لحظات كه به خاكم می سپارید ،مانع فرار من از درگاه خداوند شوید دست ها و پاهایم را اگر دست وپایی داشتم با یك طناب ببندید و مرا بر روی زمین بكشید و به طرف قبر ببرید تا خداوند به خاطر شما انسان های مخلص مرا عفو كند .
عرش نیوز به نقل از مشرق ؛‌ «حبیب الله شاکرمی»ك، به سال 1343 در بروجرد متولد شد. وی 22 سال بعد،مشرف به خلعت بسیجی، در سرزمین «شلمچه»، و طی عملیات «کربلای 5»، به تاریخ 26 دی ماه 1365، پنجه بر بام عرش گرفت و بر بساط «عندربهم یرزقون» نشست.


از «حبیب الله شاکرمی» وصیت نامه ای بر جای مانده است که در این روزهای پایانی سال، به کار دل تکانی، بسیار می آید. وصیت نامه ای ساده، خالی از ظرافت های ادبی، اما تاثیر گذار و روح نواز.  متن کامل این وصیت نامه به قرار زیر است:

 بسم الله الرحمن الرحیم
هرفردی از افراد بشر وقتی به خود می آید از خودش می پرسد به كجا می روم به جز از این زندگی ؟به كجا می انجامد این زندگی؟
همان طوری كه پرسش از مبدا نیز فطری است این که من نبودم، پیدا شدم، چه كسی مرا پدید آورد؟ این جانب كه یك تحلیل عقلی مختصر کردم، دریافتم ،کسی که به مبداء آفرینش معتقد است نمی تواند معاد را انکار كند و این افكار مرا وادار به نوشتن وصیت نامه می كند .چون حس می كنم كه چند روزی دیگر در این دنیا هستم بنابراین بر آن شدم كه وصیت نامه خودم را تعیین كنم كه شاید این وصیت نامه بر روی یك سری از افراد تاثیر گذارد.
پدر و مادر! چند روز دیگر به میدان انتخاب می روم. جایی باید انتخاب كرد که با چه كسی می خواهی معامله كنی و من با توجه به آن كه چند سالی است كه خدایم را كه رب و همه چیز من می باشد شناختم، جز ندامت و توبه به درگاهش و سجده كردن در درگاهش و درخواست استغفار چیزی نداشتم .
تصمیم گرفتم در این میدان و در این عرصه تجاربم ،تجاربی سودمندانه كنم و به خاطر همین در این بین هر چه داشتم؛ پدر و مادر ،خواهر ،برادر - گذاردم تا آن چیزی را كه نداشتم به دست آورم .چرا كه برای یافتنش از خانه ام به سوی نور هجرت كردم و اكنون در ازای لقاء یار، جانم را می دهم كه البته آن هم متعلق به یار است و امانت است در پیش من.
چون وعده الهی حق است كه هر كس به جان و مال با خداوند تبارک و تعالی معامله كند خدا نیز او را وعده خوشبختی می دهد، لذا انتخابم را با ورود در گروه نور كه مقدمه معامله با خداست، آن هم با جان قرار دادم .
می خواهم دعا كنید تا خداوند كریم مرگ مرا شهادتم قرار دهد، چرا كه به راستی دیوانه «الله» هستم و برای لقایش جان بی ارزشم را نثار می كنم و افسوس كه جز این تحفه ناچیز ،چیز دیگری در محیط ندارم و از خداوند می خواهم كه شهادتم را طوری قرار دهد كه بدنم در راه رسیدن به او پودر شود چون می دانم تنها به این وسیله است كه شایستگی ظهور در پیشگاه خداوند را خواهم داشت و از خداوند می خواهم كه در آخرین لحظات عمرم امام زمان را به من نشان دهد، چون خیلی علاقه عجیبی به آن مولا دارم .
پدر و مادر! می خواهم امتحان كنم شما را كه چه قدر به اسلام پای بند هستند و آن امتحان این است:
در نبودم خنده بر لبهایتان باشد تا این خنده تیری باشد بر قلب كور دل ها و در ضمن می خواهم در مجلس بزرگ داشتم سخن از مظلومیت امام علی( ع)گفته شود و همچنین مظلومیت سرور و سالارمان امام حسین (ع).
والسلام
حبیب شاه كرمی
 بنده ی كوچك خداوند

ای مردم! «حبیب» یك عمر بنده به درگاه خداوند یكتا بود.«حبیب» را یك عمر خداوند می خواند ولی از درگاهش فراری بود. «حبیب» را یك عمر معشوق از بلا نجات می داد ولی سپاس نمی گفت. از شما یك  تقاضا دارم؛ تو را به خدا در این آخرین لحظات كه به خاكم می سپارید ،مانع فرار من از درگاه خداوند شوید دست ها و پاهایم را اگر دست وپایی داشتم با یك طناب ببندید و مرا بر روی زمین بكشید و به طرف قبر ببرید تا خداوند به خاطر شما انسان های مخلص مرا عفو كند .

http://graycebreyfogle.blog.fc2.com
جمعه 30 تیر 1396 07:55 ب.ظ
This website truly has all of the info I wanted about this subject and didn't know who to ask.
سید مصطفی سیدی
پنجشنبه 24 اسفند 1391 11:20 ق.ظ
سلام دوست عزیز وبلاگ فوق العاده ای داری، اگه دوست داری با من تبادل لینک کنی ابتدا منو با نام بهشتیان لینک کن سپس اطلاع بده تا با چه نامی لینکت کنم، با تشکر
به من هم سر بزن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

مرامنامه قلندر زاگــرس

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

دکتر علی شریعتی

آخرین پست ها

جستجو

درباره زاگبلاگ های بروجــرد

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic