تبلیغات
قلندر زاگرس - چهره های سرشناس بروجــرد: دکتر سید کمال‌الدین یادآور نیک‌روش

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

زاگبلاگ های بروجــرد

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

چهره های سرشناس بروجــرد: دکتر سید کمال‌الدین یادآور نیک‌روش

کمال الدین نیک روش زاده شهر بروجرد و وزیر کشور در دولت اول میرحسین موسوی و مدتی نیز شهردار تهران بوده‌است.


تحصیلات

    کارشناسی: پلی‌تکنیک تهران سال ۱۳۴۶
    کارشناسی ارشد: دانشگاه ایالتی میسوری در رولا آمریکا سال ۱۹۷۰
    دکترا: دانشگاه ایالتی میسوری در کلمبیا آمریکا سال ۱۹۷۲

سوابق

    شهردار تهران - سال‌های ۱۳۵۹ الی ۱۳۶۰ به مدت ۷ ماه [۱]
    عضو هیات امنای دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی[۲]
    عضو هیات امنای دانشگاه صنعت آب و برق
    رئیس دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر ۱۳۵۶
    معاون دانشگاه صنعتی امیرکبیر ۱۳۵۷
    رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر ۱۳۵۹

برادر او سید مجید یادآور نیکروش نیز از چهره‌های دانشگاهی ایران و رئیس دانشگاه صنعت آب و برق است.

وزرای کابینهٔ نخست میرحسین موسوی
۱     پرورش     آموزش‌وپرورش     ۱۲     نژادحسینیان     راه
۲     مرتضی نبوی     پست         ۱۳     رفیقدوست     سپاه
۳     ری شهری     اطلاعات        ۱۴     هاشمی‌طبا     صنایع
۴     نمازی     دارایی                   ۱۵     نجفی->فاضل     علوم
۵     ولایتی     امورخارجه            ۱۶     معادیخواه     ارشاد
۶     عسگراولادی     بازرگانی      ۱۷     توکلی     کار
۷     منافی     بهداشت               ۱۸     نیک روش     کشور
۸     تشکیل نشده بود     تعاون    ۱۹     گنابادی     مسکن
۹     سلامتی     کشاورزی          ۲۰     محمد غرضی     نفت
۱۰     اصغری     دادگستری        ۲۱     غفوری فرد     نیرو
۱۱     محمد سلیمی     دفاع       ۲۲     بهزاد نبوی     وزیر مشاور

در ادامه مصاحبه یک نشریه دانشجویی را با ایشان بخوانید. البته این نکته را در ذهن متبادر سازید که چگونه ایشان وزیر کشور بوده، همسر نخست وزیر نیز بروجــردی بوده اما قدمی برای استقلال این شهر از لرستان برنداشته اند؟

 سال ها است که سید کمال الدین نیک روش را در سمت های اجرایی نمی بینیم، دومین رئیس دانشگاه بعد از انقلاب که در دوره ای شهردار تهران و در مقطعی هم وزیر کشور کابینه میرحسین موسوی بوده است، در سال های اخیر ترجیح داده که بیشتر به پژوهش و تدریس بپردازد. دکتر نیک روش معمولاً اهل مصاحبه نیست! و ما بسیار سعی کردیم تا ایشان را متقاعد کنیم تا به سؤالات ما درباره انقلاب فرهنگی در پلی تکنیک پاسخ دهند

آقای دكتر، حضور شما در دانشگاه با شروع انقلاب فرهنگی همراه بوده است. درباره فضای دانشگاه ها در آن برهه و تصفیه و تعدیل اساتید توضیح دهید و بفرمایید چرا این احساس نیاز برای تعطیل کردن دانشگاه ها پیش آمد؟

دانشجویان آن زمان از همه گروه ها و قشرها و طبقات فعالیت می کردند. ما عقاید مختلف، با مشی های مختلف داشتیم و هر گروه می خواست مشی خود را در محیط دانشگاه اجرا كند. مثلا در همین دانشگاه پلی تكنیك در وسائل برخی دانشجوها وسائلی به دست آمد كه لزوم این تعطیلی را بارها به اثبات رساند. ماموران، اسلحه و مهمات در میان وسائل بعضی از دانشجو ها پیدا كردند. لذا فضای دانشگاه مطلوب نبود و درگیری ها زیاد بود. بنابراین زعمای قوم تشخیص دادند كه باید دانشگاه ها تعطیل شوند و می گفتند اگر این گونه باشد، دانشگاه محیط آرامی نخواهد داشت و همین ها باعث شد كه شورای انقلاب تصمیم بگیرد كه دانشگاه ها تعطیل شود.

برخی معتقدند که انقلاب فرهنگی و بازبینی متون درسی دانشگاه نشآت گرفته از تفكرات چپ بود و این تفکر از چپ ها در میان انقلابیون رسوخ پیدا کرد...

ببینید، اصولا هر حكومت مكتبی این كار را خواهد كرد، خواه ماركسیست باشد یا مسلمان. چرا که در این حکومت ها تفكرات خاصی پشت برنامه ریزی هاست كه آن تفكرات، مبانی خاصی دارد و آن مبانی، راه حلی را برای مسائل مختلف ارائه می دهد. چپ ها هم می توانند این گونه باشند، چه آن که مائو هم همین گونه دانشگاه ها را تعطیل کرد. لزوم انقلاب فرهنگی به این خاطر بود که می دیدیم افكار ما با تفكر غالب بر دانشگاه ها یکی نیست پس تصمیم بر این شد که دانشگاه را مدتی تعطیل كنیم تا بتوانیم  تفكر خودمان را با انسجام کامل پیاده كنیم. وقتی مكتبی بر سر کار می آید که معتقد است مکتب قبل، مكتب باطلی بوده. پس این مكتب جدید باید در همه زمینه ها جاری و ساری شود تا بتواند تداوم پیدا كند لذا هم چپ ها و هم مسلمان ها ناگزیر از تعطیلی خواهند بود.

شورایی که مسئول پیاده کردن انقلاب فرهنگی در دانشگاه بود چه ترکیبی داشت؟

برای اینکه تصفیه انجام شود، در هر دانشگاهی یک شورای تصفیه ایجاد کردندکه حکمش از شورای انقلاب فرهنگی می آمد، ولی بازوی شورای انقلاب فرهنگی نبود. یعنی برای خودش استقلال داشت، ولی باید طبق یک قاعده مشخص عمل می کرد. مثلا اگر مشخص می شد که شخصی فراماسون، ساواکی و یا رئیس دانشگاه منصوب شاه بوده باید تعدیل می شد. اعضای این شورا هم رئیس دانشگاه، یک دانشجو، یک استاد و دو نفر از دانشگاه شهید بهشتی و علم صنعت بودند که پرونده هر مورد را بررسی می کردیم و با آن قانون، که مصوب شورای انقلاب کشور بود، تطبیق می دادیم و طبق آن عمل می کردیم.

آیا طبق همان قانون، کسانی که تفکرات مارکسیستی داشتند باید اخراج می شدند؟

من یادم نمی آید صرف مارکسیست بودن باعث اخراجی کسی در پلی تکنیک شده باشد. ما به این دلیل کسی را اخراج نکردیم، مگر اینکه معاند بودند و می خواستند دانشگاه را به هم بریزند و مدرکی به دست می آمد، که در آن صورت شورا تصمیم به اخراج می گرفت.

در این ماجرا یک سری دانشجوها، اساتید و یا كارمندان می توانند مخالف باشند. این مخالفین یا سر جنگ دارند یا سر صلح. اگر از سر صلح باشد، هیچ مكتبی دستور به قتلشان نمی دهد. مخالف می تواند حرفش را بزند و خیلی هم سفت وسخت پای حرفش بایستد. ولی اگر برای اینکه فکرش پیش برود دست به اسلحه برد، هر مکتبی با او به جنگ بر می خیزد. ولی اگر او دست به اسلحه نبرد و شما با او جنگیدید، کار غلطی انجام دادید.

شورای تصفیه ای که گفتید چه میزان استقلال داشت؟ یعنی از طرف شورای انقلاب فرهنگی یا گروه های بیرون از دانشگاه فشاری به آن تحمیل می شد یا نه؟

اینجا کسی فشاری بر ما نداشت یعنی اگر فشاری بود باید به من که رئیس دانشگاه بودم وارد می شد، ولی اگر به نماینده دانشجویان یا دو استادی که از بیرون دانشگاه می آمدند یا به نماینده کارمندان فشار بوده است من اطلاعی ندارم. مستقیما کسی به من فشار نمی آورد که این آقا را اخراج کنید.

به صورت دقیق، چند نفر در زمان ریاست شما و زمانی که شورای تصفیه برقرار بود تعدیل شدند؟

دقیق یادم نیست. تا آن جا که یادم می آید تعداد انگشت شماری از اساتید. یک نفر فراماسون بود. یک مورد هم که ساواکی بود و ریپورت معلم ها را رد می کرد و بعد از انقلاب خودش دیگر نیامد. دو تا رئیس دانشگاه هم اخراج شدند. فکر می کنم 4 نفر هم از استادانی که یکی از آن ها رئیس یک تشکیلات بود و طبق قانون اسم برده شده بود که باید تصفیه شوند. چهار نفر دیگر هم بودند که دو نفر از مکانیک، یک نفر از برق بود و یکی هم از عمران.

میزان تعدیل پلی تکنیک نسبت به سایر دانشگاه ها چطور بود ؟

 پلی تکنیک کمترین میزان تعدیل نیرو را داشت. به این دلیل کمترین میزان اخراج را داشتیم که ما ائمه کفر را بیرون کردیم و در نتیجه فضا آرام شد و دیگر کسی معاندانه کار نمی کرد. ولی اختلاف نظر همچنان زیاد بود و گروه های مختلف هم در جلسات بسیار آزادانه حرف های خودشان را می زدند و ابراز نظر می کردند.

آقای دکتر در آن زمان شورای تصفیه آقایان شفیقی و مهدی، رؤسای قبل از انقلاب دانشگاه، را تصفیه کرد. جایی خواندم که دانشجویان خط امام من جمله آقایان عبدی و میردامادی  بسیار انتقاد داشتند به این که آقای شفیقی چرا باید تصفیه شود؟ چرا که ایشان در زمان ریاستشان بسیار به دانشجویان سیاسی کمک می کردند.

شفیقی منصوب از جانب شاه بود و قانون این را می گفت. زمانی که ایشان کنار گذاشته شدند ایران نبودند. ولی خاطرم هست قبل از تصفیه می رفتم دفترشان و با هم می رفتیم ناهار خوری برای اینکه دوستی مان را نشان بدهم و همه در مسیر ما را ببینند. ایشان بالآخره رئیس اینجا بوده و شخصیتی محترم داشت. ولی وقتی قانون گفت که باید اخراج بشوند، نامه ای برایش نوشتم و با عذرخواهی به ایشان گفتم شما طبق این قانون دیگر نمی توانید در دانشگاه فعالیت کنید.

یعنی علیرغم میل باطنی شما بود؟

بله .

آقای مهدی چطور؟

ایشان هم همین طور . شفیقی با ساواک ارتباط داشت. افرادی را داشت در ساواک و به همین دلیل می توانست دانشجوها را از زندان بیرون بیاورد. یعنی از این ارتباطش حسن استفاده را می کرد. قبل از شفیقی، رئیس آقای ماهبان بود و ایشان معاونشان بودند. ماهبان به دلیل همین کارها، ایشان را از کار برکنار کرد. شفیقی هم با قدرتی که داشت، کاری کرد که ماهبان را برکنار کنند و خودش را رئیس پلی تکنیک کنند. آقای مهدی حتی این گونه روابطی هم با رژیم نداشت. خیلی آدم خاکی و سر به زیر و مثبتی بود. با هم می رفتیم ناهار خوری و همه می دیدند. مخصوصا این کار را می کردیم. همه می گفتند شما دوستید؟ می گفتم بله ما دوستیم.

بسیار خوب، به بحث قبل برگردیم. این تعدیل حداقلی که فرمودید در زمان ریاست شما بود، بعد از شما و در زمان ریاست آقای حسینی ابرده هم این رویکرد ادامه پیدا کرد؟

چیز دیگری اتفاق نیافتاد. اگرهم بوده کم بوده. قرآن می گوید با ائمه کفر درگیر شوید، نمی گوید کافر را بکشید. ائمه کفر یعنی کسانی که تولید کافر می کنند...

جنس از بین بردنش چیست؟ آیا با تفکر و اندیشه و دیالوگ است یا به صورت قهری؟

جنسش همه این ها را شامل می شود. می گوید اگر با شما جنگیدند، شما هم بجنگید. اگر یک مسلمان با شما جنگید، سعی کنید صلح کنید. زمان پیغمبر مگر در مدینه منافق و کافر نبود؟ همه جور افرادی بود و زندگی می کردند. اگر شمشیر می کشیدند، بر آنان شمشیر می کشید. اگر نمی کشیدند، زندگی شان را می کردند و هیچ اشکالی نداشت.

حال بعد از نزدیک 30 سال از عملکرد خود در جایگاه رئیس شورای تصفی تصفیه دفاع می کنید یا خیر؟

من دفاع می کنم. من فکر می کنم اگر خدا راضی باشد، کار من برای رضای خدا بوده. هیچ وقت هم هیچ کس دیگری را در نظر نداشتم و به همین دلیل به هیچ کس گزارش نمی دادم.

پس انقلاب فرهنگی ثمره یک شور انقلابی و یک حرکت موضعی نبود؟

 نه.

 همین الآن هم معتقدید در آن برهه باید تصفیه می کردید؟

 بله، ولی همان افراد و نه افراد دیگر را. همان افراد، اگر الآن هم باشند می فرستمشان بروند. چون من می دانم آن ها برای سلامت دانشجو مضر هستند. با دانشجو نباید در خفا صحبت کرد.

به عنوان سوال آخر، رویکردی که هم اکنون در قبال علوم انسانی پیش گرفته شده را چگونه ارزیابی می کنید؟ شبه انقلاب فرهنگی در حال رخ دادن است. الآن نه بحث ائمه کفر مطرح است، نه کسی هست فضای دانشگاه را ملتهب کند... ریشه این مسائل از کجاست و آیا لزومی در آن می بینید؟

من چون خودم در جریان علوم انسانی نیستم، واقعا صلاحیت اظهار نظر ندارم. باید افراد خبره علوم انسانی درباره آن اظهار نظر کنند. نظر من بر این است که مطالب اسلامی گفته شود، مطالب غربی هم گفته شود. اسلام این طور جلوه داده شده است که باید با شمشیر همه را مسلمان کرد. نه این گونه نیست. من در امریکا ندیدم کسی برای ترویج دین، شمشیر به کار ببرد. آن زمان که من دانشجو بودم تعداد انگشت شماری امریکایی سفید پوست مسلمان بودند، حالا که می روم می بینم تعدادشان بسیار افزایش یافته است. هیچ کسی هم از زور استفاده نکرد. حرف زدند و شنیدند. من اعتقادم بر این است که  قرآن می فرماید انسان باید حرف را بشنود و بهترینش را انتخاب کند. من احساس می کنم اگر کسی شنید و ضدخدا شد به جهنم نمی رود. برای اینکه او انتخاب کرده است. حالا اگر عقلش نمی رسد، مگر جاهل را خدا به جهنم می فرستد؟ من همین عقیده را برای علوم انسانی دارم، همه مطالب را دانشجو باید آزادانه بشنود.

ولی الان این گونه که شما می گویید رفتار نمی شود. الان رشته حذف می کنند، استاد حذف می کنند...

من اصول کلی را عرض می کنم. اگر کسی خطا می کند، خطاکار است. چه با لباس اسلامی خطا کند، چه با لباس غیر اسلام. مگر یزید خطا نمی کرد؟ خودش را امیرالمونین زمان خودش هم می دانست. بنابراین به گفته افراد نیست، به عملکردشان است. اگر مطابق قرآن بود صحیح است و اگر مطابق نفسشان بود، غلط است. دلشان می خواهد همه بشوند پیغمبر خدا. خدا می گوید اگر می خواستم همه را مومن می آفریدم. این آیه قرآن است. پس خدا نخواسته است و انسان را آزاد و مختار گذاشته است.

viagra pharmacy prices
سه شنبه 23 مرداد 1397 05:54 ق.ظ

You suggested that perfectly!
natural viagra viagra online doctor buy viagra online without prescription uk discount viagra buying viagra from canada where can you buy viagra online buy viagra safely online price of viagra tablets canadian pharmacy buy viagra online australia
Buy cialis online
دوشنبه 22 مرداد 1397 09:36 ب.ظ

Very well expressed certainly! .
cialis coupons buying cialis in colombia cialis herbs cialis efficacit miglior cialis generico when will generic cialis be available cialis generic tadalafil buy cipla cialis online we recommend cialis info ou acheter du cialis pas cher
Cialis 20 mg
دوشنبه 7 خرداد 1397 08:39 ق.ظ

Kudos, I like this.
trusted tabled cialis softabs canadian drugs generic cialis generic cialis soft gels cialis 20 mg overnight cialis tadalafil cialis ahumada buy online cialis 5mg cialis farmacias guadalajara we choice cialis uk achat cialis en suisse
Cialis generic
جمعه 7 اردیبهشت 1397 11:26 ب.ظ

Terrific forum posts. Many thanks.
fast cialis online cialis venta a domicilio cipla cialis online cialis taglich best generic drugs cialis how much does a cialis cost purchase once a day cialis best generic drugs cialis comprar cialis 10 espa241a cialis online
Canadian viagra
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 05:39 ب.ظ

You expressed that terrifically.
buy cheap viagra online usa buy viagra without consultation uk buy brand viagra viagra buy viagra pharmacy viagra buy generic viagra uk online viagra usa order sildenafil viagra pharmacy viagra can you really buy viagra online generic viagra online usa
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 01:09 ب.ظ
Quality posts is the key to interest the visitors to go
to see the web site, that's what this website is providing.
پنجشنبه 2 دی 1395 10:04 ق.ظ
سلام
تا جایی كه من در جریان هستم و در سایت خود دانشگاه پلی تكنیك دیدم و هم در چهره های ماندگار رزومه ی ایشون رو خوندم ،از خودشون هم پرسیدم ،ایشون تهرانی هستند
پویان
چهارشنبه 19 تیر 1392 08:14 ب.ظ
جنگ جنگ تا پیروزی ما هم قبول داریم اما کسی هست به ما گوید آیا استان شدن بروجرد جنگ را یا دفاع را مشکل مواجه می کرد فقط کافی بود دستور می دادند که ندادند باقی آن توجیح است
رضا
چهارشنبه 19 تیر 1392 07:05 ب.ظ
در زمان مسؤلیت ایشان و میر حسین موسوی کشور گرفتار یک جنگ تمام عیار و نابرابر بود که هشت سال طول کشید و فرصتی برای رسیدگی به بروجرد وجود نداشت.
حتی بنده به یاد دارم که در زمان جنگ مدتی هم ناطق نوری در دولت موسوی وزیر کشور بود .
یک روز ناظق به نماز جمعه بروجرد آمد و سخنرانی کرد.
مردم با سر دادن شعار بروجرد استان باید گردد از او خواستند تا بروجرد را استان کند.
ناطق به مردم گفت : ما الآن درگیر جنگ هستیم ، آیا به جنگ مان برسیم یا به بروجرد ؟
مردم همه شعار جنگ جنگ تا پیروزی سر دادند و او هم مردم را تحسین و از آنان تشکر کرد.
منظور اینکه در آن زمان ما درگیر جنگ بودیم و جنگ از همه چیز برایمان مهمتر بود ، لذا نیک روش و رهنورد هم به همین علت نتوانستند کاری بکنند.
پاسخ قلندر زاگــرس : در همان زمان جنگ قم فرمانداری ویزه شد! گرگان فرمانداری ویژه شد! به جنگشان رسیدند یا به قم و گرگان!؟
اینها هیچ دلیل قانع کننده ای نیست در همان زمانی که میرحسین نخست وزیر بود در خرم آباد دانشکده بهداشت و دانشکده پزشکی احداث شد. ادارات کل در جیرفت تأسیس شدند اما بروجرد هیچ هیچ و هیچ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

مرامنامه قلندر زاگــرس

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

دکتر علی شریعتی

آخرین پست ها

جستجو

درباره زاگبلاگ های بروجــرد