لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

زاگبلاگ های بروجــرد

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آلبوم تصاویر مادر بزرگوار مسیح کردستان سردار سرلشگر پاسدار شهید محمد بروجــردی








کشتار کودکان بروجرد توسط عراقی ها

ارتش عراق در زمان جنگ ایران و عراق، حملات بسیاری را به مناطق غیر نظامی و مسکونی انجام داد. از جملهٔ این حملات، بمباران حدود ۱۶۲ مدرسه در ایران بوده است که به کشته و زخمی شدن شماری از دانش‌آموزان ایرانی انجامیده است. برخی از این حملات، حملهٔ موشکی و بمباران هوایی چند مدرسه در شهرهای کرمانشاه بهبهان، بروجرد و میانه است.

در زمستان ۱۳۶۵ و در بحبوحهٔ جنگ ایران و عراق و پس از عملیات کربلای ۵ ایران، ارتش عراق به بمباران چندین مدرسه در غرب ایران پرداخت. به نظر می‌رسد پس از عملیات کربلای ۵، رژیم عراق دوباره به جنگ شهرها روی آورد و به مدارس ایران نیز حمله کرد.

مزار شهدای دانش آموز بروجرد سال 1365


فارغ التحصیلی‌ات مبارک آقای دکتر

شهید ایرج خسروی در سال ۱۳۳۸ در بروجــرد به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۵۴ با بورسیه ارتش به دانشگاه پزشکی تهران راه پیدا کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران، شهید خسروی که خود را به سپاه پاسداران منتقل نموده بود ، سرانجام در دوم فروردین ۱۳۶۱ در جریان عملیات فتح المبین،یعنی درست هنگامی که باید مدرک فارغ التحصیلی خود را از دانشگاه تهران دریافت می کرد، در آزمون الهی پذیرفته شد و شربت شهادت نوشید.

عکسی که مشاهده می کنید، در لحظات وداع مادر شهید ایرج خسروی با پیکر فرزندش گرفته شده است. شادی روح این شهید عزیز، شهدای بروجــرد و تمامی شهدای جامعه پزشکی کشور صلوات.

مرا با طناب به طرف قبر بکشید تا فرار نکنم

تو را به خدا در این آخرین لحظات كه به خاكم می سپارید ،مانع فرار من از درگاه خداوند شوید دست ها و پاهایم را اگر دست وپایی داشتم با یك طناب ببندید و مرا بر روی زمین بكشید و به طرف قبر ببرید تا خداوند به خاطر شما انسان های مخلص مرا عفو كند .
عرش نیوز به نقل از مشرق ؛‌ «حبیب الله شاکرمی»ك، به سال 1343 در بروجرد متولد شد. وی 22 سال بعد،مشرف به خلعت بسیجی، در سرزمین «شلمچه»، و طی عملیات «کربلای 5»، به تاریخ 26 دی ماه 1365، پنجه بر بام عرش گرفت و بر بساط «عندربهم یرزقون» نشست.


از «حبیب الله شاکرمی» وصیت نامه ای بر جای مانده است که در این روزهای پایانی سال، به کار دل تکانی، بسیار می آید. وصیت نامه ای ساده، خالی از ظرافت های ادبی، اما تاثیر گذار و روح نواز.  متن کامل این وصیت نامه به قرار زیر است:

 بسم الله الرحمن الرحیم
هرفردی از افراد بشر وقتی به خود می آید از خودش می پرسد به كجا می روم به جز از این زندگی ؟به كجا می انجامد این زندگی؟
همان طوری كه پرسش از مبدا نیز فطری است این که من نبودم، پیدا شدم، چه كسی مرا پدید آورد؟ این جانب كه یك تحلیل عقلی مختصر کردم، دریافتم ،کسی که به مبداء آفرینش معتقد است نمی تواند معاد را انکار كند و این افكار مرا وادار به نوشتن وصیت نامه می كند .چون حس می كنم كه چند روزی دیگر در این دنیا هستم بنابراین بر آن شدم كه وصیت نامه خودم را تعیین كنم كه شاید این وصیت نامه بر روی یك سری از افراد تاثیر گذارد.
پدر و مادر! چند روز دیگر به میدان انتخاب می روم. جایی باید انتخاب كرد که با چه كسی می خواهی معامله كنی و من با توجه به آن كه چند سالی است كه خدایم را كه رب و همه چیز من می باشد شناختم، جز ندامت و توبه به درگاهش و سجده كردن در درگاهش و درخواست استغفار چیزی نداشتم .
تصمیم گرفتم در این میدان و در این عرصه تجاربم ،تجاربی سودمندانه كنم و به خاطر همین در این بین هر چه داشتم؛ پدر و مادر ،خواهر ،برادر - گذاردم تا آن چیزی را كه نداشتم به دست آورم .چرا كه برای یافتنش از خانه ام به سوی نور هجرت كردم و اكنون در ازای لقاء یار، جانم را می دهم كه البته آن هم متعلق به یار است و امانت است در پیش من.
چون وعده الهی حق است كه هر كس به جان و مال با خداوند تبارک و تعالی معامله كند خدا نیز او را وعده خوشبختی می دهد، لذا انتخابم را با ورود در گروه نور كه مقدمه معامله با خداست، آن هم با جان قرار دادم .
می خواهم دعا كنید تا خداوند كریم مرگ مرا شهادتم قرار دهد، چرا كه به راستی دیوانه «الله» هستم و برای لقایش جان بی ارزشم را نثار می كنم و افسوس كه جز این تحفه ناچیز ،چیز دیگری در محیط ندارم و از خداوند می خواهم كه شهادتم را طوری قرار دهد كه بدنم در راه رسیدن به او پودر شود چون می دانم تنها به این وسیله است كه شایستگی ظهور در پیشگاه خداوند را خواهم داشت و از خداوند می خواهم كه در آخرین لحظات عمرم امام زمان را به من نشان دهد، چون خیلی علاقه عجیبی به آن مولا دارم .
پدر و مادر! می خواهم امتحان كنم شما را كه چه قدر به اسلام پای بند هستند و آن امتحان این است:
در نبودم خنده بر لبهایتان باشد تا این خنده تیری باشد بر قلب كور دل ها و در ضمن می خواهم در مجلس بزرگ داشتم سخن از مظلومیت امام علی( ع)گفته شود و همچنین مظلومیت سرور و سالارمان امام حسین (ع).
والسلام
حبیب شاه كرمی
 بنده ی كوچك خداوند

ای مردم! «حبیب» یك عمر بنده به درگاه خداوند یكتا بود.«حبیب» را یك عمر خداوند می خواند ولی از درگاهش فراری بود. «حبیب» را یك عمر معشوق از بلا نجات می داد ولی سپاس نمی گفت. از شما یك  تقاضا دارم؛ تو را به خدا در این آخرین لحظات كه به خاكم می سپارید ،مانع فرار من از درگاه خداوند شوید دست ها و پاهایم را اگر دست وپایی داشتم با یك طناب ببندید و مرا بر روی زمین بكشید و به طرف قبر ببرید تا خداوند به خاطر شما انسان های مخلص مرا عفو كند .

گزارش تصویری تشییع پیکر پاک دو شهید بروجرد










ادامه مطلب

پیکر پاک دو شهید در بروجرد تشییع شد

به گزارش ایرنا ، شهید ˈمهدی فطرسˈ یکم اسفند سال 91در منطقه کردستان به فیض شهادت نایل شده بود.



شهید ˈ فرشید کلالیˈ نیز که از پرسنل نیروی انتظامی بود اخیرا در منطقه سیستان و بلوچستان در مبارزه با اشرار به شهادت رسیده بود.

پیکر پاک این دو شهید بر روی دستان مردم بروجرد از مسجد امام خمینی(ره) تشیع و در بهشت شهدای بروجرد به خاک سپرده شدند.

در آیین تشیع جنازه این دو شهید امام جمعه ، مسوولان نظامی و انتظامی و اقشار مختلف مردم بروجرد حضور داشتند.

تفاوت طراحی مقبره شهدای گمنام بروجــرد و خرم آباد/ طراحی از نوع علاء الدین بروجــردی!

وقتی به بالای تپه چغا می‌رسیم منظره بنای یادبود شهدا بیشتر شبیه آماس یک جراحت به نظرم می‌رسد و مدام این سؤال در ذهنم تکرار می‌شود که اگر برای پیروزی در"جنگی که بود" 8 سال زمان لازم باشد و برای شهدایش 10 سال طول بکشد تا بنای یاد بود بسازیم(اگر بسازیم!)، در"جنگی که هست" چقدر طول می‌کشد تا به پیروزی برسیم؟از پایین که به بالای تپه نگاه کنی پنج ستون و یک کاسه‌ی بزرگ پیداست که برعکس شده و مثل کلاهی بر سر بناست. این‌ها به علاوه‌ی مقداری آهن که در هیئت داربست ظاهر شده اند، به عقیده‌ مسئولان شهر بروجرد سهم پنج شهید گمنامی هستند که بر بالای تپه‌ای دفن شده‌اند.


از دی ماه 1380 شهدای گمنام مهمان شهر بروجرد شده اند؛ بقیه شهدا هم كه صاحب و بزرگ شهرند! در این سال علاء الدین بروجــردی نماینده بروجــرد ادعا کرد معماری چیره دست به نام نجفی دارد که بهترین طراحی را در این زمینه انجام می دهد نهایت طرحی بسیار بد و نا زیبا بر فراز تپه چغا برای گمنامان ساخته شد که نه زیباست نه هنری است و از همه بدتر حسینیه ها را جایی ساختند که فضای روحانی و زیبای شهدا را بر هم بریزد و بجای آزاد سازی فضا و روحانی کردن محوطه فقط شلوغ بازی شد! جالب آنکه حدود 9 سال ساخت این المان زشت طول کشید. جداً آقایان چه پاسخی برای کار خود دارند؟ آیا این مقبره در خور شأن شهدای گمنام است یا مثل همیشه دنبال رفع تکلیفید؟



این هم مقبره شهدای گمنام خرم آباد در دانشگاه لرستان ببینید کدام زیباتر ساخته شده است:



روایتی دیگر از بمباران مدارس بروجــرد

کاوه گودرزی: در دیماه سال 1365 هستیم حدود 15 روز است كه به علت جراحات ناشی از جنگ در بیمارستان بستری هستم .

رژیم بعث عراق همچنان شهر مارا مورد اصابت بمب و راكت های اهدائی دنیای استکبارقرار می‌دهد . دشمن در خیال خام خود با به را ه انداختن جنگ شهر‌ها در صدد ضربه زدن به مملكت اسلامیمان است .



دیماه سال 1365 سالن آیت اله طالقانی شهر بروجرد



شبها كه پرستاران و امدادگران در حال رسیدگی به وضع بیماران و مجروحین بستری در بیمارستان شهید چمران بروجرد تنها بیمارستان دارای امكانات جراحی شهر در آن ایام هستند برق بیمارستان قطع می‌شود و همزمان با قطع برق صدای آژیر خطر به صدا در می‌آید .

مردم از ترس حمله هوائی ، دلهره دارند . هر لحظه ممكن است با اصابت بمب یا راكت و موشكی ، به شهر ، خیابان یا محله‌ای ویران شود . تا این زمان بارها و بارها شهر مورد هجوم هواپیماهای عراقی و راكتها و موشكهای اهدائی آمریكا و كشور های غربی حامبی صدام قرار گرفته است .

دشمن با گمان تضعیف روحیه مردم و رزمندگان مستقر در خطوط مقدم جبهه اقدام به چنین عمل وحشیانه‌ای می‌كند .

طرف ما در جنگ رسم مردانه جنگیدن را فراموش كرده است . یا بهتر بگویم از اول جنگ صفت مردانه جنگیدن را نداشته است .

مردانه جنگیدن یعنی رودر رو جنگیدن . حمله به شهرها ، خانه‌ها ، مردم و زنان و بچه‌ها آن هم در دل شب با مردانگی كه همخوانی ندارد هیچ ، با انسانیت نیز كیلومتر‌ها فاصله دارد .

فردای آن‌روز با پائی قطع شده ، گردنی تیر خورده و دستی تركش خورده و سوخته روی تخت بیمارستان بستری بودم . بعد از تزریق آمپول سفالكسین توسط پرستار مهربان بیمارستان شهر در حال استراحت بودم كه ناگهان صدای آژیر خطر بیمارستان را به جنب و جوش در‌اورد . همه مردم توان پناه گرفتن در پناهگاه را دارند . بجز بیماران بستری در بیمارستان و منازل .

در همین لحظه آنی و بدون درنگ صدای انفجاری مهیب وغرشی عجیب شهر را به لرزه در‌آورد .




شیشه‌های قوی بیمارستان كه با چسب لو‌كوپلاست به شكل ضربدر مهار شده بودند به لرزش در‌آمدند . هر لحظه امكان شكستن شیشه‌ها می‌رفت .

تر‌كش‌ها و بمبها یك‌طرف ، زخم شیشه‌های خرد شده یك طرف . بگذریم بعد از گذشت چند لحظه صدای آژیر آمبولانس‌ها و ماشینهای آتش‌نشانی در شهر پیچید . از این صداها متوجه اصابت بمب به شهر شدم . هنوز چند لحظه نگذشته بود كه بیمارستان مملو از مجروحین و جانبازان بمباران شهر شد .

در همین حال پرستاری مهربان با چند نفر امدادگر مردی به همراه كودكی تركش خورده در جستجوی تختی خالی جهت بستری كودك بودند .

به ناچار كودك را در كنار من بستری كردند . با همان وضعیت بد مجروحیت از  خودم خجالت كشیدم . با اشاره به امدادگر از او خواستم برای من صندلی چرخداری تهیه كند تا روی چرخ بنشینم . امدادگر صندلی را تهیه كرد . وقتی كه قصد پائین آمدن از تخت را داشتم سرم درد می‌كرد و به‌خاطر خونریزی زیاد قبل از مجروحیت توان ایستادن و نشستن را نداشتم .

با هر زحمتی كه بود روی صندلی چرخ‌دار نشستم . با مشقت و صرف انرژی زیاد صندلی چرخدار را به حركت درآوردم.

راهروی بیمارستان مملو از مجروحیت بمباران بود .

روی چندین برانكارد ملحفه‌ای سفید كشیده شده بودند كه معلوم می‌شد به شهادت رسیده اند . بعد از پرس و جو متوجه شدم دبستان كودكان استثنایی شهر مورد اصابت بمب یا موشك قرار گرفته است . از این واقعه بسیار متاثر شدم .

در بیمارستان جای خال نبود حتی با صندلی چرخدار نیز جایی در بیمارستان برایم پیدا نمی‌شد . به ناچار با منزل همسایه تماس گرفتم و خواهش‌كردم با خانواده‌ام جهت انتقال از بیمارستان به منزل هماهنگی كنند .

حدود نیم‌ساعت بعد با مجوز پزشك بیمارستان را ترك و به منزل رفتم .

۲۰ دی ماه در کارنامه سیاه رژیم بعثی عراق/مدرسه به صحنه بدن‌های تکه‌تکه شده یاران دبستانی تبدیل شد

همه چیز آرام بود که ناگهان صدای آژیرخطر در فضای مدرسه پیچید؛ ترس مبهمی کودکان را در برگرفت و صفوف یاران دبستانی که برای رفتن به سر کلاس ایستاده بودند، پراکنده شد.

خبرگزاری فارس: به بهانه سالروز شهادت 68 یار دبستانی/ روایت تلخ‌ترین روز مدرسه

۲۰ دی ماه ۱۳۶۵ تلخ‌ترین روز مدرسه در تاریخ آموزش و پرورش ایران است؛ روزی که ۶۸ کودک معصوم در آتش خشم و کینه‌جویی رژیم بعثی پرپر شدند.

آن روز دانش‌آموزان نوبت صبح مدرسه ابتدایی تعطیل شده بودند و داشتند از مدرسه خارج می‌شدند و دانش‌آموزان نوبت عصر نیز در حال آمدن به مدرسه بودند.

زنگ مدرسه تازه به صدا در آمده بود و یاران دبستانی با شادی و شعف کودکانه خود به مانند همیشه آماده می‌شدند تا در سر کلاس حضور یابند.

همه چیز آرام بود که ناگهان صدای آژیرخطر در فضای مدرسه پیچید؛ ترس مبهمی کودکان را در برگرفت و صفوف دانش‌آموزانی که برای رفتن به سر کلاس ایستاده بودند، پراکنده شد.

* مدرسه به صحنه بدن‌های تکه‌تکه شده یاران دبستانی تبدیل شد

همه چیز در یک لحظه به وقوع پیوست؛ هنوز صدای آژیر قطع نشده بود که دو موشک هوا به زمین به دو مدرسه شهید فیاض بخش و امام حسن مجتبی (ع) شهرستان بروجرد که در مجاورت هم قرار داشتند، اصابت کرد و دانش‌آموزان در میان دود و غبار غلیظ گم شدند.

تحرک و نشاط از مدرسه رخت بربست و سکوتی تلخ حکمفرما شد؛ مدرسه به صحنه بدن‌های تکه‌تکه شده یاران دبستانی و کیف و کفش بی صاحب بدل شد.

ساعت روی ۱۲:۴۵ مبهوت مانده بود و کودکان در سکوت، دست در دست هم به کلاس درس آسمانی پرواز کرده بودند.

 



* ۲۰ دی ماه در کارنامه سیاه رژیم بعثی عراق

۲۰ دی ماه ۱۳۶۵ از کارنامه سیاه ررژیم بعثی، هیچگاه پاک نمی‌شود و در خون غلطیدن ۶۸ کودک بی‌گناه در خاطره‌ها خواهد ماند.

روحشان شاد.

حضور رییس جمهور در منزل شهید کشوری

رئیس جمهور در حاشیه سفر به استان مازندران در کیا کلا منزل شهیدان کشوری حضور یافت و در نماز ظهر به طاهایی استاندار مازندران اقتدا کرد.


وصیت خواندنی دانشجوی شهید رشته پزشكی

ایرج خسروی در سال 1338 در خانواده ای نسبتا" فقیر در شهرستان برجرد چشم به جهان گشود وی پنجمین فرزند این خانواده بود و صورت نورانی این نوزاد شادی وشوق فراوانی در فضای خانواده ایجاد نمود.

ادامه مطلب

به همت پادگان مهندسی بروجـــرد یادواره شهید سرلشکر خلبان ˈ احمد کشوریˈ برگزار شد

به گزارش ایرنا ، فرمانده پادگان مهندسی بروجرد دراین یادواره گفت: شهید کشوری با رشادتهای خود در دوران دفاع مقدس حماسه های بزرگی خلق کرد.

امیر سرتیپ دوم ˈ غلامعلی میر ˈ افزود: شهید کشوری معتقد بود انسان نباید یک مسلمان شناسنامه ای باشد، بلکه باید عامل به احکام اسلام باشد.

وی اظهار داشت: شهید کشوری روحیه ای متواضع و رئوف داشت و در عین حال در مقابل بی عدالتی ها سرسختانه می ایستاد.





وی اضافه کرد: شهید کشوری با وجود همه محدویتهای فرهنگی، دینی و سیاسی که در ارتش طاغوت وجود داشت فعالیتهای مذهبی و سیاسی، اجتماعی فراوانی انجام می داد.

فرمانده پادگان مهندسی بروجرد در ادامه گفت: وقتی غائله کردستان سر گرفت، شهید کشوری همچون کسی که عزیزی را از دست داده باشد بابت وجود چنین نا امنی درکشور با تمام وجود غصه دار و ناراحت بود.


ˈ علی کشوریˈ فرزند شهید خلبان کشوری نیز دراین یادواره گفت: ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه باید نهاینه شود زیرا ما امروز به این فرهنگ برای مقابله با دشمنان نظام نیاز اساسی داریم.

وی اظهار داشت: امنیت و اسایش امروز ما مرهون رشادتها و از خود گذشتگی های شهداست و باید قدردان شهدا باشیم.

رییس اداره تبلیغات اسلامی بروجرد در این آیین گفت: شهدا برگ زرینی بر تاریخ ایران اسلامی هستند.

حجت الاسلام ˈ احمد رضا غلامیˈ افزود: شهید کشوری شهید ارزش و ارزش مداری بود زیرا مقام عظمای ولابت و رهبری در مورد این شهید عزیز می فرماید: شهید کشوری مومن بالله و رجال صادق در راه این انقلاب بود.

وی اظهار داشت: امروز ما باید با درس گرفتن از سیره و روش شهدا، با مطالعه وصایای شهدا راه آنان را به خوبی ادامه دهیم.

وی اضافه کرد: شهدا عاشق ولایت و رهبری بودند و در این راه جان خود را تقدیم کردند و این موضوع در وصیت نامه اکثر شهدا به عینه دیده می شود.





به گزارش خبرنگار ایرنا یادواره شهید کشوری به همت پادگان مهندسی و بنیاد شهید بروجرد و با حضور امام جمعه و مسوولان شهرستان بروجرد و همچنین فرزند شهید کشوری و جمعی از فرماندهان هوانیروز جمهوری اسلامی ایران در مسجد امام (ره) بروجرد برگزار شد.

مرامنامه قلندر زاگــرس

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

دکتر علی شریعتی

آخرین پست ها

جستجو

درباره زاگبلاگ های بروجــرد