لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

زاگبلاگ های بروجــرد

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دهم فروردین ماه سالروز رحلت مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آیت الله العظمی بروجــردی تسلیت باد

حضرت آیت‌اللَّه العظمی سیدحسین طباطبایی بروجردی در حدود سال 1254 ش (1292 ق) در بروجرد به دنیا آمد و پس از فراگیری مقدمات در زادگاه خود راهی نجف اشرف گردید. ایشان در نجف از استادان نامدار زمان از قبیل آخوند خراسانی، شیخ‌الشریعه اصفهانی و سیدمحمدکاظم یزدی استفاده برد و به مدارج والای علمی و فقهی دست یافت. آیت‌اللَّه بروجردی پس از اخذ اجازات متعدد اجتهاد، در بروجرد سکنی گزید و به امور علمی و مذهبی پرداخت؛ اما پس از مدتی، به اصرار فضلای حوزه علمیه قم، در سال 1324 ش راهی آن حوزه مبارک گردید و زعامت آن را به عهده گرفت. 

آیت‌اللَّه بروجردی سال‌های متمادی بر مسند تدریس تکیه زد و شاگردان فراوانی را تربیت کرد که حضرات آیات: شهید مرتضی مطهری، سید محمد حسینی بهشتی، جعفر سبحانی، علی‌پناه اشتهاردی، حسین نوری همدانی، ناصر مکارم شیرازی، مجتبی محمدی عراقی، سید مصطفی صفایی خوانساری و ده‌ها عالم فاضل از آن جمله‌اند. همچنین آثار متعددی از این فقیه فرزانه به یادگار مانده‌اند که برخی از آن‌ها بدین قرارند: جامع احادیث شیعه، طبقات رجال و حاشیه برکفایه. سرانجام این عالم ربانی و مرجع عظیم در دهم فروردین سال 1340 ش در 86 سالگی درگذشت و در کنار مسجد اعظم قم به خاک سپرده شد.

بیانات حضرت آیت الله العظمی علوی بروجردی در درس خارج فقه روز چهارشنبه 16 اسفند پیرامون محكوم كردن كشتار شیعیان دنیا به خصوص پاكستان

بسم الله الرحمن الرحیم

تهاجم به شیعیان به خاطر عقیده

متاسفانه در پاكستان كشتن شیعیان مرسوم شده البته فقط در پاكستان نیست در عراق هم هر روز محلات شیعه نشین را یا ماشین پر از مواد منفجره می­گذارند یا افرادی جلیقه انفجاری می­بندند؛ اما در پاكستان این قصه تندتر و با شدت عمل بیشتری اتفاق می­افتد. چندی پیش در كویته دو انفجار خیلی ناگوار اتفاق افتاد كه عده ای از برادران و خواهران شیعه ما كشته شدند، دو روز گذشته هم با یك انفجار مهیب عده­ای از شیعیان كشته شدند.

دولت پاكستان می­گوید ما نمی­توانیم جلوی آنها را بگیریم، به هر حال این سخن مورد پذیرش ما نیست، چرا كه متاسفانه بسیاری از این گروه­ها مثل سپاه صحابه، گنجوی و... سرنخ آنها در سازمان اطلاعات پاكستان است. القاعده و بن لادن هم زیر چتر خودشان بود، یعنی آمریكا با اینها دستشان با هم است. و الان در سوریه با هم و در كنار هم با دولت می­جنگند و برای گروه­های مخالف دولت سوریه اسلحه تهیه می­كنند. به قول بعضی از آقایان: سلفی، وهابی و تروریست دو نوع داریم سلفی خوب و سلفی بد، سلفی بد آن است كه گوش به فرمان ما نیست و سلفی و تروریست خوب آن است كه گوش به فرمان ما است، دست قدرت­ها در این كار است. شیعه در پاكستان و شبه قاره هند، آن زمانی كه هنوز هندوستان یك كشور بود و تقسیم به سه كشور بنگلادش، پاكستان و هند نشده بودند جمعیت مسلمان در این مجموعه جمعیت زیادی بود و همچنین جمعیت شیعه در بین مسلمانان جمیعت قابل توجهی است.

نقش اساسی شیعیان در شبه قاره هند و پاكستان

بعضی از اساتید و فضلای هندی به من می­گفتند جمعیت شیعه كه الان در هند است از اندازه جمعیت ایران بیشتر است و هیچ توجهی هم از ناحیه هیچیك از كشورها و ... به آنها نمی­شود. در پاكستان هم یك چهارم از جمعیت آن كشور شیعه هستند، شیعیان این كشور در شهرهای مختلف­اند و در تمام امور كشور دخیل هستند مانند اقتصاد، بزرگان شیعه و علما پاكستان در استقلال این كشور نقش مهمی را ایفا كردند؛ همچنین علما، مسلمانان و شیعیان در استقلال شبه قاره هند از انگلستان دخیل بودند. امروز منافعی ازجانب قدرتهای بزرگ پیدا شده، كه موجب شده شیعه­ها را مثل گوسفند قربانی و به خاك و خون كشیده شوند.

شیعیان موضع تهاجمی ندارند

در حالی كه شیعیان در هیچ جا جنبه تهاجمی ندارند، مثلا در عراق حضرت آیت الله العظمی سیستانی فرمودند: شما مقابله به مثل نكنید و اماكن و مسلمانان اهل سنت را به خاك و خون نكشید. از ایشان سوال شد: به چه مناسبت وقتی آنها اینقدر علنی می­گویند شیعیان را بكشید شما به چه مناسبت به همه گروه­ها دستور می­دهید دست از پا خطا نكنید؟!

ایشان فرمودند: به جهت اینكه آنها معلم ما نیستند. آنها آدم می­كشند ما آدم كش نیستیم و حق با ایشان است. جواب كشتن شیعیان این نیست كه ما هم در مساجد آنها مواد منفجره بگذاریم. حكومت اسد در سوریه خودش موضوعیت ندارد.

انتقاد شدید از برخورد دو گانه با حقوق بشر

 اما آنهایی كه در سوریه ریختند و این اعمال جنایتكارانه را انجام می­دهند، دلشان نه برای دموكراسی سوخته، نه برای آزادی نه برای حقوق بشر. ‌عربستانی كه نور چشم شما است، حقوق بشر و دموكراسی دارد!! آیا از زندانهای عربستان خبر دارید؟! حكام بحرین كه مثل برگ خزان شیعیان را روی زمین می­ریزد با وجود اینكه اكثریت جمعیت آن كشور شیعیان هستند، حقوق بشر میشناسد؟

ابراز همدردی با شیعیان مظلوم پاكستان

 درد این است كه ما در یك دنیایی زندگی می­كنیم كه عدالت و انصاف در آن موضوعیتی و حسابی ندارد، در این دنیای وحشی جماعت شیعه در پاكستان دائم مورد تاخت و تاز هستند. ما نسبت به شهادت و كشته شدن آن عزیزان اظهار تاسف طلب مغفرت میكنم. حركتی باید داشته باشیم كه این عزیزان بدانند كه ما در قم و در مركزیت شیعه به یاد آنها هستیم و در كنار آنها هستیم و آنها را در مقابل دشمن تنها رها نمی­كنیم. به همین مناسبت اعلام و بزرگان و مراجع حوزه - كه خداوند وجود همه شان را حفظ كند و برای جامعه مسلمین آنها را باقی بدارد - تصمیم گرفتند كه روز شنبه را حوزه ها را تعطیل اعلام كنند و مجلسی ساعت 10 صبح در مسجد اعظم به عنوان بزرگداشت این كشته شده­ها و شهدا این بچه های كوچك و زنهای بی­پناه بدون آنكه جرمی مرتكب شده باشند كشته و شهید شدند. تا بگوئیم ما می­دانیم چه بر سر شما می­آید و اظهار تاثر داریم و بیاد شما هستیم. امیدواریم كه همه آن نهادها و مقامات و حكومتهایی كه در این جهت میتوانند موثر بشوند به موقع وظیفه خودشان عمل كنند.

خاطره خواندنی شهید مطهری از حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی

استاد شهید مرتضی مطهری، خاطره ای درس آموز از زبان یکی از نزدیکان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی نقل کرده است. متن این خاطره را به روایت شهید مطهری بخوانید.
  شهید مطهری می گوید:داستانى الآن یادم افتاد، دریغ است که آن را نگویم، یکى دو بار دیگر هم یادم هست که در سخنرانیها گفته‏‌ام. مربوط به مرحوم حضرت آیة اللّه العظمی بروجردى (اعلى اللّه مقامه) است. قبل از اینکه ایشان به قم بیایند، من از نزدیک خدمت ایشان ارادت داشتم، بروجرد رفته بودم و در آنجا خدمتشان رسیده بودم.
  مردى بود در حقیقت با تقوا و به راستى موحّد. نگویید هر کس مرجع تقلید شد، البتّه موحّد هست. توحید هم مراتب دارد. بله، اگر به مقیاس ما و شما حساب کنیم، مراجع تقلید درجات خیلى بالاتر از توحید من و شما را دارند ولى وقتى که من مى‏ گویم «موحّد»، یک درجه خیلى عالى را مى‏ گویم. او کسى بود که اساساً توحید را در زندگى خودش لمس مى‏کرد، یک اتّکا و اعتماد عجیبى به دستگیری هاى خدا داشت. سال اوّلى بود که ایشان به قم آمده بودند.
  تصمیم گرفته بودند بروند به مشهد. مثل اینکه نذر گونه‏ اى داشتند. در آن وقت که بیمار شده بودند، آن بیمارى معروف که احتیاج به جرّاحى پیدا کردند و ایشان را از بروجرد به تهران آوردند و عمل کردند و بعد به درخواست علماى قم به قم رفتند، در دلشان نذر کرده بودند که اگر خداوند به ایشان شفا عنایت بفرماید، بروند زیارت حضرت رضا (علیه السّلام). بعد از شش ماه که در قم ماندند و تابستان پیش آمد، تصمیم گرفتند بروند به مشهد. یک روز در جلسه دوستان و به اصطلاح اصحابشان طرح مى‏کنند که «من مى‏خواهم به مشهد بروم، هر کس همراه من مى‏آید اعلام بکند»اصحابشان عرض مى‏کنند بسیار خوب، به شما عرض مى‏کنیم.
یکى از اصحاب خاصّشان که هم اینک یکى از مراجع تقلید است، براى من نقل کرد که ما دور هم نشستیم کنکاش کردیم، فکر کردیم که مصلحت نیست آقا بروند مشهد، چرا؟ چون آقا را ما مى‏شناختیم ولى در آن زمان هنوز مردم تهران ایشان را نمى‏شناختند، مردم خراسان نمى‏شناختند و به طور کلّى مردم ایران نمى‏شناختند، بنابراین تجلیلى که شایسته مقام این مرد بزرگ هست، نمى‏شود، بگذارید ایشان یکى دو سال دیگر بمانند؛ براى نذرشان هم که صیغه نخوانده ‏اند که نذر شرعى باشد، در دلشان این نیّت را کرده ‏اند؛ بعد که معروف شدند و مردم ایران ایشان را شناختند با تجلیلى که شایسته ‏شان است، بروند. تصمیم گرفتیم که اگر دوباره فرمودند، ایشان را منصرف کنیم. بعد از چند روز باز در جلسه گفتند: «از آقایان کى همراه من مى‏آید؟».
هر کدام از دوستانشان حرفى زدند و بهانه‏ اى تراشیدند. یکى گفت: اى آقا شما تازه از بیمارى برخاسته ‏اید (آن وقت فقط اتومبیل بود و هواپیما نبود) ناراحت مى‏ شوید، ممکن است بخیه‏ ها باز شود. دیگرى چیز دیگرى گفت. ولى از زبان یکى از رفقا درز کرد که چرا شما نباید به مشهد بروید. جمله‏ اى گفت که آقا درک کرد اینها که مى‏ گویند نرو مشهد، به خاطر این است که مى‏ گویند هنوز مردم ایران شما را نمى‏ شناسند و تجلیلى که شایسته شماست به عمل نمى‏ آید.
  آن آقا براى من نقل مى‏ کرد: آقا تا این جمله را شنید تکانى خورد (آن وقت ایشان هفتاد سال داشتند) و گفت: «هفتاد سال از خدا عمر گرفته‏ ام و خداوند در این مدت تفضّلاتى به من کرده است و هیچ یک از این تفضّلات، تدبیر نبوده است، همه تقدیر بوده است. فکر من همیشه این بوده که ببینم وظیفه ‏ام در راه خدا چیست؛ هیچ وقت فکر نکرده ‏ام که من در راهى که می ‏روم ترقّى می ‏کنم یا تنزّل، شخصیّت پیدا مى‏ کنم یا پیدا نمى‏ کنم. فکرم همیشه این بوده که وظیفه خودم را انجام بدهم؛ هر چه پیش آید، تقدیر الهى است. زشت است در هفتاد سالگى، خودم براى خودم تدبیر بکنم. وقتى که خدایى دارم، وقتى که عنایت حق را دارم، وقتى که خودم را به صورت یک بنده و یک فرد مى‏ بینم خدا هم مرا فراموش نمى‏ کند؛ خیر، مى‏ روم». و دیدیم این مرد از روزى که فوت کرد، روز به روز خداوند بر عزّت او افزود.آیا آیة اللّه العظمی بروجردى- نعوذ باللّه- با خدا قوم و خویشى داشت که مورد تفضّل و یا عنایت حق باشد؟ ابداً. امدادهاى الهى به افراد، به اجتماعات و به بشریّت، حسابى دارد. [۱]
پی نوشت:

[۱]مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى ،ج‏۳ ،ص ۱۴۶.

بیانات حضرت آیت الله العظمی علوی بروجردی دامت بركاته بعد از درس خارج فقه روز چهارشنبه

بسم الله الرحمن الرحیم

عالمان فاسق و متعبدان جاهل، عوامل گمراهی جامعه

امیرالمؤمنین ـ علیه‌السلام ـ فرمودند: «قطع ظهری رجلان من الدنیا: رجل علیم اللسان فاسق؛ ورجل جاهل القلب ناسك. هذا یصد بلسانه عن فسقه، وهذا بنسكه عن جهله. فاتقوا الفاسق من العلما والجاهل من المتعبدین؛ اولئك فتنة كل مفتون. فإنّی سمعت رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ یقول: یا علی! هلاك امتی علی یدی كل منافق علیم اللسان[1]».

ادامه مطلب

مرامنامه قلندر زاگــرس

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

دکتر علی شریعتی

آخرین پست ها

جستجو

درباره زاگبلاگ های بروجــرد